احساس

من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم
پی نوشت: بابا شل کن حالشو ببر!!!

idontknow.

نمیدونم چرا؟
ولی احساس میکنم حساس شدم
به همه چی
هر کی هر کاری که بکنه احساس میکنم
داره به شخصیتم توهین میکنه
شخصیتم رو زیر سوال میبره
همش از اونجا شروع شد
که از یه زن تو خیابون پرسیدم ساعت چنده؟
هدف واقعا ساعت بود
جوابم رو نداد و رفت.
شاید مقصر افراد جامعه باشن
ولی من احساس میکنم که بهم توهین شد
از اون روز به بعد اینطوری شدم
مردشورش رو ببرن
اه
من حال و حوصله ندارم بیشعور
شخصیت ندارید
تربیت ندارید
بلد نیسین محترمانه به کسی
حرفتون رو بزنین؟
دیگه نمیخوام خودم رو کوچیک کنم
اینطوری نبودماا
اصلا برام مهم نبود
شاید آدمای جدید ندیده بودم
یه دوست دارم میگه
مهم اینه آدم به هدفش برسه
یه 42% قبول دارم
50% قبول ندارم
بقیش هم بماند.
پی نوشت:دیگه شاید داره یه سری خصوصیات اخلاقیم عوض میشه!!!
پی نوشت2: بقیه نوشته ها آرشیو شدن.

بسوزه بابای اعتیاد یه روزی به ما میگفتن . . .

دیروز پلنگی پرویز بودیم
و کسان عاشق خال های ببریمان بودند
خال هایی که فرهنگ مشرقی را فریاد میزد
خال هایی که بوی فداکاری پهلوانان می داد
اما امروز گربه ای مریضیم
در گوشه ای از میان مشرق
گربه ای مریض که گه گاهی از روی نا توانی زوزه مبارز طلبی می کشد
معملم ادب میان کلاس
با گونه هایی بر افروخته
رگ بر آمده روی گردن
صدایی لرزان
فریاد می زند:
به ما مشرقی ها نمی سازد رنگ فرنگ
فرنگ نه تنها اروپای مستفرنگ هزار رنگ
بلکه هر بیگانه ی خوشرنگ رنگارنگ
که می زند بر جانمان تیر
آری شاید دلیل مریضی این پیر پلنگ
نساختن هوایی باشد که می آید از فرنگ
پی نوشت:
از اینجا

دل درد

هر وقت که دلم گرفته تنهای تنها بودم

ابهامات!!!

من از ابهامات هیچی حالیم نمیشه
ولی از ابهامات خوشم میاد
اصن از چیزای عشق و عاشقی چیزی حالیم نمیشه
تو رابطه میدم تا اینکه بگیرم.
شاید هنوز موقعیتش جور نشده باشه
ولی به هر حال . . . .
پی نوشت:چطوری چه کاری بکنم که حالیم بشه؟

داداردیدار

خیلی وقت تو دست و پام هست
شهوت یه بوس دارم
مواظب خودم نباشم تو یکی دیگه مواظب خودت باشاااااااا
پی نوشت: شهوته دیگه !!!

من هنوز منم

تصمیم گرفته بودم عوض بشم یعنی دیگه اون آرمین نیستم
ولی امروز رفتم یه تست شخصیت شناسی دادم
خوشبختانه نتونستم با روحیات جدیدم آشنا بشم
یعنی ازشون حالم بهم خورد
ازشون منتفر شدم
آخه خیلی افکار پلیدی بودن
شاید هستن
ولی به ظاهر
باطن من یه چیزه دیگه بهم میگه
میگه تو نه آرمین هستی نه علی جدید
تو همون علی هستی
خدا کنه بتونم بمونم
به شما هم توصیه میکنم اگه نمیخواین از خودتون دور بشین امتحانش میارزه

http://www.iranmatch.org/personality/index.php

نتیجه تست من در ادامه مطلب
مشاور
(تاثیر پذیر، برون گرا، آرمان گرا، متفکر)
تو یک تیپ "مشاور" هستی. بعضی ها فکر می کنند که تو قوی ترین و با نفوذترین شخصیت، در بین مردم هستی. البته این گروه اشتباه می کنند.
واقعیت این است که تو نمی خواهی دیدگاهها و اعتقادات شخصی خود را به دیگران تحمیل کنی. با این حال تو برون گرا و باهوشی و دوست داری خودت را درگیر مسائل دیگران کنی. بنابر این با دانشی که داری، به بقیه کمک می کنی.
تو دقیقاً مصداق این اصطلاح هستی که می گویند "معلّمها در عین حال دانش آموز هم هستند" و به همان اندازه که دوست داری یاد بدهی، دوست داری که یاد هم بگیری و این موضوع تو را راضی می کند.
تو تنها و بیکس نخواهی مرد، امّا هرچه بیشتر به پایان عمرت نزدیک می شوی، بیشتر در خودت فرو می روی و به این فکر می کنی که آیا زندگیت کلّاً معنی و هدفی داشته؟ این حالت ممکن است ده ها سال طول بکشد. ضمناً تو به احتمال زیاد بعد از همسرت خواهی مرد.

خونه الکی

دلم یه اتاق میخوات رو به کوچه
یه خونه قدیمی
با آدمای قدیمی
دلم میخوات وقتی پنجره اناقم رو باز میکنم یه بوی خوشمزه بیاد زیر دماقم و حال کنم
یه دختر همسایه داشته باشیم
تو فکرش باشم
بدونم بهش نمیرسم
الکی دل خودم رو خوش کنم
فقط الکی
اون طرف تر یه زن بیوه(سلام چطوری؟)
اون طرف تر هم ............
ولی میدونم هیچ وقت همچین خونه ای گیرم نمیاد؟؟؟
و نخواهد آمد/.
پی نوشت: همش کس شعری بیش نبود.
پی نوشت 2: همش توهمی بیش نبود.
یه در ضمن هم ضمیمه اش بکنم که من واسه خودم مینویسم پس از کامنت های خیلی وب قشنگی داری واسه من استفاده نکن چون اصن خوشم نمیاد در ضمن بخون نظر بده واسه من مهم اینه چون از اونائی که میخوان الکی آمار وبشون رو ببرن بالا حالم به هم میخوره.

حوصله ندارم!!

دیگه حال و حوصله کتاب خوندن ندارم
دیگه برنامه هام رو روال قبل پیش نمیره
من که تا ساعت سه و چهار صبح بیدار میموندم کتاب میخوندم،الان فقط بیدار میمونم ولی چشمام نمیبینه ، خیلی خسته شدن
ولی مهم نیس
به درک واسل شد.
ولی سعی میکنم که بتونم دوباره کتاب خودن رو شروع کنم.شاید دلیل ندارم واسه خوندنشون/.
پی نوشت: البته حوصله ی خیلی هارو ندارم ، هرطور که رفتار میکنم نمیدونم چرا اینقده خرن که نمی فهمن آخه الاغای عزیز چطوری حالیتون کنم به من فعلا نزدیک نشین؟ فعلا حال و حوصله محبت و واسه کسی کاری انجام دادن ندارم /. دیگه نمیخوام یه وسیله باشم به قول مامی یه نوار بهداشتی مچاله شده !!!!!!!!!!!!!! . . . . . . . . .

تو؟

تو فقط رفتی که رفته باشی
پ ن:چقدر میخوات آدم لاشی باشه
پ ن2:دیگه ک.ر هیشکی تو زندگیم رو نمیخورم.
پ ن3:چرا همیشه من باید همه جا حاضر باشم؟دیکه مهم نی به آقای شریف
پ ن4:خوش به حالشون!!!

خودم

نمیخوام اینجارو بکنم مثله یه خونه شخصی ولی من خودم رو خیلی دوست دارم و حلال نمیکنم کسائی که باعث شدن من از دوتا نخ مو سفید برسه به هشت تا!!!!
پی نوشت: تازه من بی خیالی رو پیشه کردم شده این، خدا به داد اونئی برسه که .....

wait

هیچی بیشتر از منتظر موندن اعصابم رو خورد نمیکنه اما متاسفانه من دیگه منتظر کسی نیستم!!!

سردرد

این چند مدت خیلی سرم درد میکنه!!!
سردردهای مزخرف!!!!
منی که سالی به عمری قرص نمیخوردم حالا شده کار هرروزم!!!!
پی نوشت:شاید؟